خرید بک لینک

درباره سایت

آکستر

آخرین مطالب

امکانات وب

بعد از حدود سه هفته حسین رو دیدم و حال برادرش رو پرسیدم. گفت اون کدوها رو من آورده بودم؟ گفتم آره! و باز ازش عذرخواهی کردم. واقعا هم رفتارم بد بود. یعنی هر بار حال مامان رو می‌پرسید و حتی یه بار نگفتم برادرش چطوره! بهش گفتم نمی‌دونم چرا از ذهنم پاک می‌شد و فراموش می‌کردم. تشکر کرد. می‌گفت الان می‌تونه کمی انگشت‌هاش رو تکون بده.

برچسب: نویسنده: oxtertuts تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 18:25

صفحه بندی